تبليغاتX
سنّت قرآني

سنّت قرآني

معارف قرآني

حديث ماه مبارک رمضان؛ ثواب روزه و آداب روزه دار

1- پايه ‏هاى اسلام
قال الباقر عليه السلام: بنى الاسلام على خمسة اشياء، على الصلوة و الزکاة و الحج و الصوم و الولايه.

امام باقر عليه السلام فرمود: اسلام بر پنج چيز استوار است، برنماز و زکات حج و روزه و ولايت (رهبرى اسلامى).فروع کافى، ج 4 ص 62، ح 1

2- فلسفه روزه
قال الصادق عليه السلام: انما فرض الله الصيام ليستوى به الغنى و الفقير.

امام صادق عليه السلام فرمود: خداوند روزه را واجب کرده تا بدين وسيله دارا و ندار (غنى و فقير) مساوى گردند.

من لا يحضره الفقيه، ج 2 ص 43، ح 1

3-روزه آزمون اخلاص
قال اميرالمومنين عليه السلام: فرض الله ... الصيام ابتلاء لاخلاص الخلق‏امام على عليه السلام فرمود: خداوند روزه را واجب کرد تا به وسيله آن اخلاص خلق را بيازمايد.

نهج البلاغه، حکمت 252

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم مرداد 1390ساعت 14:16  توسط حسن  | 

شهادت حضرت صديقه طاهره فاطمه زهرا سلام الله عليها و ايّام فاطميّه تسليت باد


+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مرداد 1390ساعت 12:57  توسط حسن  | 

ماهيت دجال

پرسش:
در بعضي از روايات اشاره شده است كه در آخرالزمان دجال خواهد آمد. منظور از دجال چيست؟ آيا در جامعه كنوني ما مصداق دارد؟
پاسخ:
دجال از ريشه «دجل» به معناي دروغگوي حيله گر است. اصل داستان دجال دركتاب هاي مقدس مسيحيان است (1) در انجيل اين واژه بارها به كار رفته و از كساني كه منكر حضرت مسيح باشند و يا «پدر و پسر» را انكار كنند، به عنوان دجال ياد شده است. به همين جهت در ترجمه انگليسي كتاب هاي مقدس مسيحي، واژه آنتي كريست (Anti christ) يعني ضدمسيح به كار رفته است.
در روايات زيادي از اهل سنت، خروج دجال از نشانه هاي برپايي قيامت دانسته- شده است. (2) در كتاب هاي روايي شيعه، تنها دو روايت در مورد خروج دجال به عنوان يكي از علائم ظهور حضرت مهدي(عج) آمده است. (3) كه هيچ يك از آنها از نظر سند معتبر و قابل قبول نيست. بنابراين، از نظر منابع شيعي، دليل معتبري بر اين كه خروج دجال يكي از علائم ظهور باشد، وجود ندارد؛ اما درعين حال با توجه به روايات زيادي كه در منابع اهل سنت آمده است؛ احتمال اين كه اصل قضيه دجال به طور اجمال صحت داشته باشد؛ وجود دارد البته حتي اگر اصل قضيه دجال صحت داشته باشد، بي ترديد بسياري از ويژگي هايي كه براي آن بيان شده، افسانه به نظر مي رسد.
پس، اصل قضيه دجال امري محتمل و ممكن، مي نمايد. اكنون اين سؤال مطرح است كه مقصود از دجال چيست؟ درباره مصداق و ماهيت اين واژه دو احتمال وجود دارد:
1. با توجه به معناي لغوي «دجال» مقصود از آن نام شخص معيني نيست؛ بلكه هركسي كه با ادعاهاي پوچ و بي اساس و با تمسك به انواع اسباب حيله گري و نيرنگ درصدد فريب مردم باشد، دجال است.
براين اساس، دجال ها متعدد خواهندبود. وجود رواياتي كه در آن سخن از دجال هاي متعدد رفته است، اين احتمال را تقويت مي كند؛ مانند: قال رسول الله(ص) يكون قبل خروج الدجال نيف علي سبعين رجالا. (4) پيش از خروج دجال، بيش از هفتاد دجال خروج خواهندكرد.
بنابراين احتمال، در حقيقت قضيه دجال بيانگر اين مطلب است كه در آستانه انقلاب امام مهدي(عج) افراد حيله گر براي نگه داشتن فرهنگ و نظام جاهلي، همه تلاش خود را به كار مي گيرند تا با تزوير و حيله گري مردم را نسبت به اصالت و تحقق آن انقلاب و استواري رهبريش، دچار ترديد سازند.
اين كه درهمين روايات تأكيد شده است: «هرپيامبري امت خويش را از خطر برحذر داشته است»، خود تأييدي ديگر بر همين احتمال است كه مقصود از دجال، هر شخص حيله گر و دروغ گويي است كه قبل از خروج حضرت مهدي(ع) درصدد فريب مردم است.
2. دجال، كنايه از كفر جهاني و سيطره فرهنگ مادي بر همه جهان است.
استكبار با ظاهري فريبنده و با قدرت مادي، صنعتي و فني عظيمي كه در اختيار دارد، سعي مي كند مردم را فريب دهد و مرعوب قدرت و ظاهر فريبنده خود كند. بر اين اساس است كه پيامبران امت هاي خود را از فتنه دجال بيم داده اند.« ما بعث الله نبيا الا و قد انذر قومه الدجال...؛ (5) هيچ پيامبري مبعوث نشد مگر آن كه قومش را از فتنه دجال برحذر داشت»، درحقيقت آنان را از افتادن دام ماديت و ورطه حاكميت طاغوت و استكبار جهاني بر حذر داشته اند. پس احتمال مي رود منظور از دجال- با آن شرايط و اوصافي كه دراين روايات براي او شمرده شده- همان استكبار جهاني باشد؛ مثلا در اوصاف دجال گفته شده: «كوهي از طعام و شهري از آب به همراه دارد كه اين معنا شايد كنايه از امكانات عظيم و گسترده اي كه استكبار در اختيار دارد، باشد. (6)
پي نوشت ها:
1- رساله يوحنا، باب2، آيه22
2-سنن ترمذي، ج4، ص507-.519
3- كمال الدين صدوق، ص525 و .526
4- كنزالمعال، ج 14، ص.200
5- بحارالانوار، ج52، ص.205
6- رجوع كنيد به: الف) چشم به راه مهدي، مركز انتشارات دفتر تبليغات قم، جمعي از نويسندگان، ص.289
ب) دادگسترجهان، ابراهيم اميني، ص.223

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اردیبهشت 1390ساعت 0:58  توسط حسن  | 

محمد النجیمی ، مفتی وهابی عربستان گفت: بیرون رفتن دختر با شوهر خود در دوران نامزدی جایز نیست.

محمد النجیمی ، مفتی وهابی عربستان گفت:

بیرون رفتن دختر با شوهر خود در دوران نامزدی جایز نیست.

به گزارش مرکز خبر حوزه ، وی اعلام کرد: دختر نباید در دوران نامزدی و پس از ثبت عقد ، بدون همراهی شخص محرم با شوهر خود بیرون برود مگر آنکه رسما عروسی کند.

وی که عناوینی چون "دکتر" و عضو مطالعات و تحقیقات حقوقی در دانشکده امنیتی ملک فهد و کارشناس مجمع فقه اسلامی را یدک می کشد در ادامه افاضات خود گفت: یکی از عوامل طلاق در دوران نامزدی ، بیرون رفتن دختر با شوهر بدون همراهی شخص محرم می باشد که این مورد خلاف شرع است.

النجیمی بدون آنکه استنادات شرعی خود را بیان کند ابراز داشت: دختر در دوران نامزدی نباید بدون محرم با شوهر خود بیرون برود و نیز نباید با او خلوت نماید.پسر نیز نباید در دوران نامزدی با همسر خود بیرون برود زیرا این کار شرعا حرام است و دختر نیز نباید با او همراهی نماید.

خاطر نشان می شود این چهره افراطی وهابیت ، در گذشته نیز با صدور فتوایی هرگونه اختلاط مردان با زنان را حرام اعلام کرده و حتی گاهی خواستار مجازات و اعدام خاطیان شده بوده بود.

اما «النجیمی» که چنین فتوایی را صادر کرده بود، مدتی قبل در همایشی که زنان بی‌حجاب حضور داشتند شرکت کرد و حتی علاوه بر نشستن در کنار زنان بی‌حجاب، با تعدادی از آنان شوخی کرد. انتشار تصاویر حضور وی در این همایش توسط رسانه‌های مختلف، موجب رسوایی شدید این مفتی وهابی شد و بسیاری از محافل اهل سنت و سایت های وابسته به وهابیت او را به شدت مورد حمله و انتقاد قرار دادند.

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اردیبهشت 1390ساعت 15:57  توسط حسن  | 

درخواست آیت الله جوادی از جانبازان

آیت الله العظمی عبدالله جوادی آملی روز چهارشنبه در دیدار تعدادی از شاهدان زنده عرصه پیکار و جانبازان قطع نخاعی استان مازندران تصریح کرد: خدای سبحان گرچه در همه جا حضور دارد ولی در دو جا حضورش نزدیکتر است.

در یکجا خدای سبحان ما را مهمان خودش می کند که آن ماه مبارک رمضان است و کسانی که اهل روزه و دعاهای ماه مبارک رمضان باشند جزو مهمانان خدا هستند. در جای دیگر ما به مهمانی خدای سبحان می رویم که آن حج و عمره است و کسانی که اهل طواف و زیارت خانه خدا باشند جزو مهمانان خدای سبحان هستند.

مفسر بزرگ قرآن کریم با اشاره به اینکه گاهی خدا مهمان انسان می شود تصریح کرد: خدای سبحان فرمود که من مهمانی آنهایی که دلهای شکسته دارند و به هیچکسی جز خدا امید ندارند و با من راز و نیاز می کنند و از من چیزی می خواهند را می پذیرم.

آیت الله جوادی آملی خطاب به جانبازان سرافراز گفت: شما عزیزان که سرمایه خودتان را در راه رضای خدا دادید - که انشاء الله اهل بهشت هستید – سعی کنید در حد فرشته ها باشید.

وی افزود: حالا که این فضیلت برای شما عزیزان هست وخدای سبحان مهمان شماست خواسته هایتان را با خدا در میان بگذارید ولی برخی از امور را مقدم بدانید و آن این است که این نظام امانت الهی است و به آسانی به دست نیامده است، گرچه دلهای شما شکسته است ولی هر وقت شکسته تر شد به حق صدیقه طاهره خدا را قسم بدهید که این نظام تا ظهور صاحب اصلی اش محفوظ بماند و دشمنان داخل و خارج نسبت به نظام طمع نکنند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اردیبهشت 1390ساعت 9:48  توسط حسن  | 

مراکز درماني بحرين تله اي براي ضرب و شتم مجروحان

برغم محکوميت هجوم نيروهاي امنيتي دولت بحرين به بيمارستان ها و مراکز درماني بوسيله سازمان ملل همچنان دولت بحرين به ضرب و شتم و شناسائي و ربودن مجروحان در بيمارستان ادامه مي دهد.


به گزارش  شيعه نيوز، سازمان پزشکان بدون مرز پنج شنبه 18 فروردين طي بيانه اي در ژنو، نسبت به تبديل بيمارستان هاي بحرين به اماکن وحشت هشدار داده وبراي ادامه فعاليت هاي بشر دوستانه از دولت بحرين تقاضاي تخليه نيروهاي امنيتي از بيمارستان هاي اين کشور را رسما اعلام نمود.

در بيانيه اين سازمان غير دولتي که باعنوان "بيمارستان ها بحرين تله اي براي شناسائي و ضرب و شتم" صادر شده، نسبت به رفتار ماموران امنيتي با مجروحين، با درج شواهد عيني به رفتار غير انساني دولت بحرين شديدا اعتراض شده و آمده است: مجروحاني که براي مداوا به بيمارستان "سلمانيه" مراجعه کرده اند بارهاي مورد هجوم نيروهاي امنيتي قرار گرفته اند.

برپايه گزارش اين سازمان نيروهاي امنيتي بحرين با اسقرار در مراکز درماني مجروحان را شناسائي مورد ضرب و شتم و يا ربايش قرار مي دهند تا جائي که اين مراکزدرماني براي مردم به اماکن وحشت تبديل شده است. مجروحان برغم جراحات خطرناک از رفتن به بيمارستان پرهيز کرده و به خانه هاي خود پناه مي برند .

خانم آيدا سخنگوي سازمان غير دولتي پزشکان بدون مرز در مورد وضعيت مجروحان در بحرين به خبرنگاران گفت: بيمارستان ها در بحرين بعنوان يک تله براي شناسائي افرادي که براي اصلاحات در کشورشان تظاهرات کرده اند تبديل شده است و بخاطر وحشتي که در اين اماکن ايجاد شده ما نتوانسته ايم تضميني از طرف دولت بحرين براي انجام وظيفه بشر دوستانه مداواي مجروحان دريافت کنيم بهمين دليل فعلا اقدام به تشکيل تيم هاي پزشکي محلي براي مداواي مجروحان در خانه هاشان زده ايم.

گفتني است که برغم محکوميت هجوم نيروهاي امنيتي دولت بحرين به بيمارستان ها و مراکز درماني بوسيله سازمان ملل همچنان دولت بحرين به ضرب و شتم و شناسائي و ربودن مجروحان در بيمارستان ادامه مي دهد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم فروردین 1390ساعت 0:16  توسط حسن  | 

آيا واقعيت دارد كه ابوحنيفه، سخن عمر را سخن شيطان خوانده است؟

آيا واقعيت دارد كه ابوحنيفه، سخن عمر را سخن شيطان خوانده است؟

رواياتى در اين زمينه با سند صحيح نقل شده است. عبد الله بن أحمد بن حنبل در كتاب «السنة» مى‌نويسد:

حَدَّثَنِي أَبُو الْفَضْلِ، نا مُسْلِمُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ، نا عَبْدُ الْوَارِثِ بْنُ سَعِيدٍ، قَالَ: نا سَعِيدٌ، قَالَ: «جَلَسْتُ إِلَى أَبِي حَنِيفَةَ بِمَكَّةَ فَذَكَرَ شَيْئًا فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ: رَوَى عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ كَذَا وَكَذَا، قَالَ أَبُو حَنِيفَةَ: ذَاكَ قَوْلُ الشَّيْطَانِ، وَقَالَ لَهُ آخَرُ أَلَيْسَ يُرْوَى عَنْ رَسُولِ اللَّهِ (ص): أَفْطَرَ الْحَاجِمُ وَالْمَحْجُومُ، فَقَالَ: هَذَا سَجْعٌ فَغَضِبْتُ وَقُلْتُ إِنَّ هَذَا مَجْلِسٌ لا أَعُودُ إِلَيْهِ وَمَضَيْتُ وَتَرَكْتُهُ "

سعيد مى‌گويد كه در مجلس أبوحنيفه نشسته بودم كه در باره چيزى گفتگو شد، شخصى به او گفت: عمر بن خطاب چنين و چنان گفته است، ابوحنيفه گفت: اين سخن شيطان است، شخصى ديگرى گفت: مگر نه اين كه از رسول خدا (ص) روايت شده است كه : «حجامت‏كننده و حجامت شده هر دو افطار كردند» (روزه هر دو باطل است)؛ پس ابوحنيفه گفت: اين سجع (سخن با وزن و قافيه) است، پس من خشمگين شدم و گفت: اين مجلسى است كه من ديگر به آن برنخواهم گشت، از آن‌جا خارج شدم و او را ترك كردم.

الشيباني ، عبد الله بن أحمد بن حنبل (متوفاى290هـ) ، السنة ، ج1، ص227 ، ح403 ، تحقيق : د. محمد سعيد سالم القحطاني ، ناشر : دار ابن القيم - الدمام ، الطبعة : الأولي ، 1406هـ .

 

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=13842

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اسفند 1389ساعت 15:43  توسط حسن  | 

برخی از سایت‌ها در رد معجزات عددی قرآن کریم مطالبی درج کرده‌اند که از جمله تکرار لفظ «امام» به تعداد

1-      إِنَّا نَحْنُ نُحْيِ الْمَوْتى‏ وَ نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ وَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ أَحْصَيْناهُ في‏ إِمامٍ مُبينٍ (یس - 12)

ماييم كه مردگان را زنده مى‏كنيم و آنچه كرده‏اند و آنچه از آثارشان بعد از مردن بروز مى‏كند همه را مى‏نويسيم و ما هر چيزى را در امامى مبين برشمرده‏ايم.

2-      وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتي‏ قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمينَ (البقره - 124)

و چون پروردگار ابراهيم، وى را با صحنه‏هايى بيازمود و او بحد كامل آن امتحانات را انجام بداد، بوى گفت: من تو را امام خواهم كرد ابراهيم گفت: از ذريه‏ام نيز كسانى را بامامت برسان فرمود عهد من بستمگران نمى‏رسد

3-      أَ فَمَنْ كانَ عَلى‏ بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَ يَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ وَ مِنْ قَبْلِهِ كِتابُ مُوسى‏ إِماماً وَ رَحْمَةً أُولئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ مَنْ يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الْأَحْزابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ فَلا تَكُ في‏ مِرْيَةٍ مِنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يُؤْمِنُونَ (هود - 17)

آيا كسى كه از ناحيه پروردگارش برهانى چون نور روشن دارد و به دنبال آن نور، شاهدى هم از سوى او مى‏باشد، و پيش از آن، كتاب موسى كه پيشوا و رحمت بود (گواهى بر آن مى‏دهد همچون كسى است كه چنين نباشد)، آن (حق‏طلبان و حقيقت جويان) به او ايمان مى‏آورند و هر كس از گروه‏هاى مختلف به او كافر شود آتش وعده‏گاه اوست، پس تو در باره نور خودت (قرآن) در شك مباش كه آن حق است و از ناحيه پروردگار تو است، ولى بيشتر مردم ايمان نمى‏آورند.

4-      وَ الَّذينَ يَقُولُونَ رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّيَّاتِنا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقينَ إِماماً (الفرقان - 74)

و كسانى كه گويند پروردگارا ما را از همسران و فرزندانمان، مايه روشنى چشم ما قرار ده و ما را پيشواى پرهيزكاران بنما.

5-      وَ مِنْ قَبْلِهِ كِتابُ مُوسى‏ إِماماً وَ رَحْمَةً وَ هذا كِتابٌ مُصَدِّقٌ لِساناً عَرَبِيًّا لِيُنْذِرَ الَّذينَ ظَلَمُوا وَ بُشْرى‏ لِلْمُحْسِنينَ (الأحقاف - 12)

با اينكه قبل از قرآن كتاب موسى بود كه راهبر و رحمت بود و اين قرآن مصدق تورات است، لسانى است عربى تا كسانى را كه ستم كردند انذار كرده نيكوكاران را بشارت باشد.

6-      وَ إِنْ نَكَثُوا أَيْمانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَ طَعَنُوا في‏ دينِكُمْ فَقاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لا أَيْمانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنْتَهُونَ (التوبه - 12)

و اگر سوگندهاى خود را بعد از عهدشان شكستند و در دين شما طعنه زدند پس كارزار كنيد با پيشوايان كفر كه ايشان پاى بند سوگندهايشان نيستند، شايد بوسيله كارزار دست بردارند.

7-      وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ وَ إِقامَ الصَّلاةِ وَ إيتاءَ الزَّكاةِ وَ كانُوا لَنا عابِدينَ (الأنبیاء - 73)

و آنان را پيشوايان نموديم تا به فرمان ما رهبرى كنند، و انجام كارهاى نيك و نماز و زكات دادن را به آنان وحى كرديم و همه پرستندگان بودند.

8-      وَ نُريدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثينَ (القصص - 5)

و آنان را پيشوايان نموديم تا به فرمان ما رهبرى كنند، و انجام كارهاى نيك و نماز و زكات دادن را به آنان وحى كرديم و همه پرستندگان بودند.

9-      وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ لا يُنْصَرُونَ (القصص - 41)

ما آنان را پيشوايانى كرديم كه مردم را به سوى آتش دعوت مى‏كردند و روز قيامت از آن مردم ياورى نخواهند يافت‏.

10-  وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا وَ كانُوا بِآياتِنا يُوقِنُونَ (السجده - 24)

و از آنان پيشوايانى كرديم، كه چون صبور بودند و به آيه‏هاى ما يقين داشتند، به فرمان ما هدايت مى‏كردند.

11-  يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ فَمَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِيَمينِهِ فَأُولئِكَ يَقْرَؤُنَ كِتابَهُمْ وَ لا يُظْلَمُونَ فَتيلاً (الأسراء - 71)

اى رسول بياد آور روزى را كه هر قومى را با كتاب و امامتشان دعوت كنيم هر كس نامه دعوتش را به دست راستش دهند آنان نامه خود قرائت كنند و كمترين ستمى به ايشان نخواهد رسيد.

12-  بَلْ يُريدُ الْإِنْسانُ لِيَفْجُرَ أَمامَهُ (القیامة - 5)

بلكه انسان مى‏خواهد ما دام العمر گناه كند.

مى‏خواهد در آينده عمرش جلوش (امام) شكافته و باز باشد و هر فجورى خواست مرتكب شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اسفند 1389ساعت 16:0  توسط حسن  | 

رجعت چیست و آیا اقوال مربوطه مستند به اسناد معتبر است؟ آیا حضرت علی (ع) رجعت می‌نماید و شیطان به دست

رجعت، به معنای بازگشت عده‌ای پس از مرگ‌شان به دنیا، یکی از اصول حتمی در اعتقادات شیعه است که مستند به آیات قرآن کریم، روایات معتبر و متواتر و نیز ادله‌ی عقلی است که ذیلاً به صورت خلاصه اشاره می‌گردد.

الف – خداوند متعال در قرآن کریم، به غیر از اشاره به رجعت برخی از اقوام در گذشته، به تکرار این رجعت در آینده و حتی رجعت اهل کفر و تکذیب نیز تصریح و تأکید می‌نماید:

«وَ یوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً مِمَّنْ یكَذِّبُ بِآیاتِنا فَهُمْ یوزَعُونَ» (النمل - 83)

ترجمه: (به خاطر بیاور) روزى را كه از هر امتى دسته‏اى از آنها را كه آیه‏هاى ما را دروغ شمرده‏اند محشور كنیم و ردیف شوند.

معلوم است که این آیه مربوط به حشر قیامت نمی‌باشد. چرا که در آن حشر، همه‌ی انسان‌ها محشور می‌گردند و نه از هر امتی، گروهی.

ب – روایات نیز در باب رجعت و به ویژه رجعت حضرت امام علی و حضرت امام حسین علیهما‌السلام نیز بسیار است. به عنوان نمونه:

امام صادق علیه السلام فرمود: «اول من یکر فی رجعته الحسین بن علی یمکث فی الارض ... حتی یسقط حاجباه علی عینیه»

اولین شخصی که به دنیا رجعت خواهد کرد، امام حسین علیه السلام است ایشان آنقدر در زمین زندگی خواهد نمود تا آنکه از فرط پیری دو ابروی او بر چشمانش بیفتد» (بحارالانوار، ج 53، ص 63-64، روایت 54).

و نیز فرمودند: «خداوند هیچ پیامبری را از آدم تا سایر انبیاء مبعوث نکرد جز آن که به دنیا باز گشته و رسول خدا (ص) و امیر المومنین را یاری خواهند کرد». (همان، ج 53، ص 62)

در زیارت جامعه، دعای عهد، زیارت وارث، زیارت عسکریین و ... که همه از ادعیه و زیارات معتبر و به نقل از معصوم می‌باشد نیز به مقوله‌ی «رجعت» تصریح شده است.

راویان صدیق و علمای بزرگ اسلام چون علامه مجلسی، شیخ حر عاملی و ... نیز تصریح دارند که اساساً در هیچ دسته‌ای از روایات مانند «رجعت» تواتر وجود ندارد.

ج – اما یکی از ادله‌ی عقلی این است که مؤمنی سالیان درازی در قید حیات بود و در کسب معرفت و عبادت کوشید، اما شرایط برای جهاد میدانی او فراهم نشد و به شهادت نیز نرسید، اما جوان دیگری در زمانی به دنیا آمد (مثل زمان ما) که کفر به صورت مستقیم به جنگ اسلام آمده است و او به فوز شهادت می‌رسد. حال آیا آن فرد مؤمن با عمر دراز از خدا نمی‌پرسد: تقصیر من چیست که در زمان من جنگی بین کفر و اسلام واقع نشد که در راه تو به جنگم تا به فیض جهاد و احیاناً شهادت برسم. و شهید نمی‌پرسد: اگر من نیز عمر درازی داشتم، تو را بسیار عبادت می‌کردم؟ یا ممکن است مؤمنی به دست ظالمی کشته شود. آیا نمی‌پرسد که اگر من کشته نشده بودم، توفیق عبادت بیشتری می‌یافتم؟ لذا بسیاری را رجعت می‌دهند و رجعت مؤمن به میل خودش است و می‌تواند برنگردد. آن که شهید شده بود، زندگی می‌کند و به مرگ طبیعی می میرد و آن که زندگی کرده بود به توفیق جهاد و شهادت می‌رسد.

همین‌طور است در مورد برخی از کفار (به ویژه سرانشان). درست است که در قیامت آنها به خاطر کفر و ظلمشان معذب خواهند شد، اما وعده‌ی الهی این است که در دنیا نیز معذب شوند. به عنوان مثال چه بسیارند مستکبران گردنکشی که زندگی راحتی داشته و به مرگ طبیعی از دنیا رفته‌اند. پس عذاب دنیوی آنها چه می‌شود؟ لذا امام صادق علیه‌السلام فرمود:

عنه: عن یعقوب بن یزید، و محمد بن الحسین بن أبی الخطاب، و محمد بن عیسى بن عبید، عن إبراهیم بن محمد، عن ابن أبی عمیر، عن عمر بن أذینة، قال: حدثنا محمد بن الطیار، عن أبی عبد الله (علیه السلام)، فی قول الله عز و جل: وَ یوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً، فقال: «لیس أحد من المؤمنین قتل إلا سیرجع حتى یموت، و لا أحد من المؤمنین مات إلا سیرجع حتى یقتل».

ترجمه: احدی از مؤمنان کشته شده باقی نمی‌ماند، مگر آن که رجعت یافته و به مرگ طبیعی از دنیا برود و احدی از مؤمنینی که به مرگ طبیعی رفته‌اند باقی نمی‌ماند، مگر آن که رجعت یافته و کشته شوند. (مختصر بصائر الدرجات: 25 - البرهان فی تفسیر القرآن، ج‏4، ص: 230)

د- دلیل روشن دیگر آن که: می‌دانیم همه‌ی ائمه (ع) به مرگ شهادت از دنیا می‌روند. بنا بر روایات محکم، امام زمان (ع) نیز به شهادت می‌رسند. از سوی دیگر می‌دانیم که امام معصوم را به جز امام معصوم بعدی، غسل و کفن (تدفین) نمی‌نماید، پس به طور یقین قبل از شهادت حضرت (عج)، معصوم دیگری رجعت یافته‌اند. مضاف بر این که هیچ بشری در دنیا حتی لحظه‌ای بدون امام نخواهد ماند و بر طبق روایات و نیز حجت عقلی، اگر دو نفر روی زمین باشند، حتماً یکی از آنها بر دیگری امام است و نیز آخرین کسی که از دنیا می‌رود، امام است. پس به طور قطع و یقین، وقتی حضرت مهدی (عج) به شهادت می‌رسند، برای مردم امام دیگری وجود دارد، نه این که مردم تا بر پایی قیامت بدون امام و حجت الهی زندگی می کنند.

ھ ابلیس، نیز موجودی [از گروه جنیان] است و مانند هر موجود دیگری خواهد مرد و اساساً تا مرگی نباشد، انتقال به عالم دیگر (برزخ و قیامت) صورت نمی‌پذیرد. اما بدیهی است که مرگ او نیز از نوع «قتل» است. یعنی کشته خواهد شد.

در قرآن کریم تصریح شده است که شیطان از خداوند مهلتی تا برپایی قیامت می‌خواهد، اما خداوند به او تا یک وقت معلومی مهلت می‌دهد:

«قَالَ رَبّ‏ِ فَأَنظِرْنىِ إِلىَ‏ يَوْمِ يُبْعَثُونَ * قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ * إِلىَ‏ يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ» (الحجر – 36-38)

ترجمه: گفت: پروردگارا پس مرا تا روزى كه خلايق مبعوث مى‏شوند مهلت بده * پروردگارت گفت تو از مهلت داده شدگانى * تا روز وقت معلوم‏.

لذا وقت او که سر آمد، کشته خواهد شد و در روایات آمده است به دست پیامبر (ص) و علی (ع) کشته خواهد شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اسفند 1389ساعت 15:47  توسط حسن  | 

سوال : آیا آیات آغازین سوره ضحی با عصمت پیامبر(ص) سازگار است؟

جواب : خداوند در سوره ضحی می فرماید: «اَلَمْ یَجِدْکَ یَتیماً فَأَوى ـ وَ وَجَدَکَ ضَالاًّ فَهَدى - وَ وَجَدَکَ عَائِلا فَاَغْنى» : ( آیا او تو را یتیم نیافت و پناه داد ـ و تو را گمشده یافت و هدایت کرد، ـ و تو را نیازمند یافت و بى نیاز نمود؟!).(1)
در تفسیر این آیه و بیان محتواى آن، مفسّران بیانات گوناگونى دارند. افراد کمى آیه را به معناى گمراهى و کفر تفسیر کرده اند، و حتّى بعضى از مفسّران ناآگاه و بى خبر از دلایل عصمت گفته اند که: پیامبر اسلام (صلى الله علیه وآله) چهل سال به آیین قوم خود (آیین بت پرستى) بود تا این که از سوى خداوند هدایت شد.ولى تمام مفسّران شیعه و جمهور مفسّران اهل سنّت ـ همان گونه که فخر رازى اعتراف کرده است ـ این تفسیر را براى آیه نپذیرفته اند، و جملگى اتفاق بر این دارند که پیامبر اسلام (صلى الله علیه وآله) یک لحظه در تمام عمرش کفر نورزید و مشرک نبود.این مفسّران در تفسیر آیه بیانات متعدّدى دارند، و تفسیرهاى زیادى ذکر کرده اند که بالغ بر بیست تفسیر مى شود که فخر رازى ذیل آیه مورد بحث همه را جمع آورى کرده است. آنچه از میان آنها قابل توجّه است، و با محتواى آیه و سایر آیات قرآن مجید سازگار مى باشد چند تفسیر زیر است:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اسفند 1389ساعت 11:45  توسط حسن  | 

هفته وحدت مبارکباد.


میلاد فرخنده نبی مکرم اسلام حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و اله و میلاد امام صادق علیه السلام  و هفته وحدت مبارکباد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم بهمن 1389ساعت 17:2  توسط حسن  | 

علائم ظهور امام زمان(عج)

صحبت كردن از حضرت مهدي(ع) و نشانه هاي ظهور ايشان در واقع صحبت كردن از حوادثي است كه بناست در آينده اتفاق بيفتد و لذا بجاست كه از خود بپرسيم: اگر در مورد احاديث نقل شده در اين زمينه بررسي اسناد صورت گرفت و مطمئن شديم كه آنها از معصوم(ع) صادر شده است، آيا مي توان مطمئن بود كه حتماً همة آن حوادث آن گونه كه در روايات شريف ما آمده اند وقوع يابند؟ پاسخ به اين پرسش در كتب عقيدتي و فلسفي تحت عنوان «بداء» داده مي شود كه طي اين بخش از مطالب به آن مي پردازيم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم بهمن 1389ساعت 3:17  توسط حسن  | 

امام و رهبری

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم بهمن 1389ساعت 3:54  توسط حسن  | 

آيا «تشيع» مكتبي ايراني است؟

نظر مستشرقان

برخي از «مستشرقان» غافل از ريشه‌هاي تشيع، آن را زاييده فكر ايرانيان دانسته و مي‌گويند: در جامعه ايراني شاهان سلطنت مي‌كردند و سلطنت آنان موروثي بود، ايرانيان نيز پس از ورود به اسلام، اصل خود را در مورد اسلام پياده كرده و علي و فرزندان او را وارث پيامبر دانستند، بر اين اساس، هر امامي، وارث امام پيشين بوده و از اين طريق اصل وراثت حكومت را محفوظ نگاه داشتند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم بهمن 1389ساعت 12:50  توسط حسن  | 

آيا پيامبر اسلام (ص) مسموم از دنيا رفت ؟

دانشمندان مسلمان در باره اين كه پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله وسلم چگونه از دنيا رفت، ديدگاه‌هاى گوناگونى دارند؛ بسيارى از علماى شيعه و سنى معتقدند كه آن حضرت را مسموم كردند و همين سم در بدن آن حضرت اثر كرده و او را به شهادت رسانده است.

حاكم نيشابورى عالم معروف اهل سنت در كتاب معتبر المستدرك على الصحيحين مى‌نويسد:

ثنا داود بن يزيد الأودي قال سمعت الشعبي يقول والله لقد سم رسول الله صلى الله عليه وسلم وسم أبو بكر الصديق وقتل عمر بن الخطاب صبرا وقتل عثمان بن عفان صبرا وقتل علي بن أبي طالب صبرا وسم الحسن بن علي وقتل الحسين بن علي صبرا رضي الله عنهم فما نرجو بعدهم.

الحاكم النيسابوري، ابو عبدالله محمد بن عبدالله (متوفاي 405 هـ)، المستدرك علي الصحيحين، ج3، ص61، ح4395، تحقيق: مصطفي عبد القادر عطا، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت الطبعة: الأولى، 1411هـ - 1990م.

داود بن يزيد گويد كه از شعبى شنيدم كه مى‌گفت: به خدا قسم رسول خدا و ابوبکر با سمّ کشته شدند و عمر و عثمان و على بن ابيطالب با شمشير کشته شدند و حسن بن على با سم و حسين بن على با شمشير کشته شد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم بهمن 1389ساعت 17:54  توسط حسن  | 

رحلت پیامبر رأفت ومحبت حضرت محمدصلی الله علیه و الهو شهادت امام حسن مجتبی

رحلت پیامبر رأفت ومحبت حضرت محمدصلی الله علیه و الهو شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام تسلیت باد

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم بهمن 1389ساعت 17:27  توسط حسن  | 

آخرین صحبتهای پیامبر با حضرت زهرا(س)

رحلت حضرت محمد(ص) آن پیام آور صلح و دوستی، اسوه حق و حقیقت تلخ و جانگذاز است، این واقعه غمبارترین لحظه تاریخ برای مسلمانان جهان است که قرآن کریم، وحی الهی، این نور هدایت را برای همیشه تاریخ از آن حضرت به یادگار دارند.

در آخرین روزهای زندگی پیامبر اسلام که آن حضرت در بستر بیماری بود و امیدی نیز به بهبودی ایشان نبود، اضطراب و دلهره مدینه را فراگرفته و همگان به هر شکل ممکن، پیگیر شرایط و اوضاع جسمانی پیامبر بودند .

حضرت فاطمه زهرا(س) دختر گرامی پیامبر اسلام در کنار بستر پدر حضوری دائمی داشت  .

علاقه وافر و بی اندازه پیامبر(ص) به حضرت فاطمه بر کسی پوشیده نیست، این علاقه چنان بود که پیامبر می فرمود: فاطمه پاره تن من است، خشنودی وی خشنودی من و خشم او خشم من است .

ابن عباس گفته است: پیامبر گرامی در حالی که سر او در آغوش علی بود جان سپرد . همان شخص افزود که عایشه مدعی است که سر پیامبر بر سینه او بود که جان سپرد . ابن عباس گفته او را تکذیب کرد و گفت: پیامبر در آغوش علی (ع) جان سپرد و علی و برادر من « فضل » او را غسل دادند .

در تمام روزهایی که پیامبر بستری بود فاطمه (س) در کنار بستر نشسته و لحظه‌ای از او دور نمی‌شد . ناگاه پیامبر به دختر خود اشاره کرد که با او سخن بگوید . دختر پیامبر قدری خم شد و سر را نزدیک پیامبر آورد . آنگاه پیامبر با او به طور آهسته سخن گفت . کسانی که در کنار بستر پیامبر بودند از حقیقت گفتگوی آنها آگاه نشدند .

وقتی سخن پیامبر به پایان رسید حضرت زهرا سخت گریست و سیلاب اشک از دیدگان او جاری شد . ولی مقارن همین وضع پیامبر بار دیگر به او اشاره کرد و آهسته با او سخن گفت . این بار فاطمه زهرا(س) با چهره‌ای باز و قیافه‌ای خندان و لبان پرتبسم سر برداشت . وجود این دو حالت متضاد در وقت مقارن حاضران را به تعجب واداشت .

آنان از دختر پیامبر خواستند از حقیقت گفتار پیامبر آگاهشان سازد و علت بروز این دو حالت مختلف را برای آنان روشن کند . حضرت زهرا فرمود : من راز رسول خدا را فاش نمی‌کنم .

پس از درگذشت پیامبر، حضرت فاطمه زهرا (س ) روی اصرار، آنان را از حقیقت ماجرا آگاه ساخت و فرمود : پدرم در نخستین بار مرا از مرگ خود مطلع  و اظهار کرد که من از این بیماری بهبودی نمی‌یابم . برای همین به من گریه و ناله دست داد، ولی بار دیگر به من گفت که تو نخستین کسی هستی که از اهل بیت من، به من ملحق می‌شوی . این خبر به من نشاط و سرور بخشید، فهمیدم که پس از اندکی به پدر ملحق می‌گردم .

روح مقدس و بزرگ آن سفیر الهی  نیمروز دوشنبه در 28 ماه صفر به ملکوت اعلاء پیوست. امیرمؤمنان پیکر مطهر پیامبر را غسل داد و کفن کرد ، زیرا پیامبر فرموده بود که نزدیکترین فرد مرا غسل خواهد داد  و این شخص جز علی کسی نبود .

نخستین کسی نیز که بر پیامبر نماز گزارد امیرمؤمنان بود .

--------------------------------------------------------------------------------

 ارشاد /98، صحیح بخاری ج 5/21 ، طبقات ابن سعد و کامل، نهج البلاغه،  سیره ابن هشام
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم بهمن 1389ساعت 14:30  توسط حسن  | 

نخستين كسي كه در اسلام شهادت دروغ داد:

نخستين كسي كه در اسلام شهادت دروغ داد عبدالله ابن زبیر بود:

اين روايت، در مسند احمد، سنن ترمذى و سنن ابن ماجة آمده است كه رسول خدا (ص) فرمودند «شهادت دروغ، با شرك به خداوند با هم برابر هستند!»:

فلما انتهوا إلى ماء الحوأب في بعض الطريق ومعهم عائشة نبحها كلاب الحوأب فقالت لمحمد بن طلحة أي ماء هذا قال هذا ماء الحوأب فقالت ما آراني إلا راجعة قال ولم قالت سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول لنسائه ( كأني بإحداكن قد نبحها كلاب الحوأب وإياك أن تكوني أنت يا حميراء ) فقال لها محمد بن طلحة تقدمي رحمك الله ودعي هذا القول وأتى عبد الله بن الزبير فحلف لها بالله لقد خلفته أول الليل وأتاها ببينة زور من الأعراب فشهدوا بذلك فزعموا أنها أول شهادة زور شهد بها في الإسلام

وقتى در ميان راه به بركه حواب رسيدند و عائشه با آنها بود، سگ‌هاى حواب به او پارس كردند؛ او به محمد بن طلحه گفت: اسم اين بركه چيست ؟ گفت حواب!

گفت: من بازخواهم گشت! گفت چرا ؟ پاسخ داد: زيرا از رسول خدا (ص) شنيدم كه به زنان خود مى‌گفت: انگار كه يكى از شما را مى‌بينم كه سگ‌هاى حواب بر او پارس مى‌كنند، و مراقب باش كه اى عائشه تو نباشى!

محمد بن طلحه گفت: به پيش برو خدا تو را رحمت كند و اين سخن را رها كن!

عبد الله بن زبير به نزد او آمد و براى او به خدا قسم خورد كه ديشب از منطقه حواب گذشته‌اند! و از اعراب، شاهدانى دروغين آورد! و آنها نيز چنين شهادتى دادند!

و چنين مى‌دانستند كه اين اولى شهادت دروغ در اسلام است!

الدينوري، ابومحمد عبد الله بن مسلم ابن قتيبة (متوفاى276هـ)، الإمامة والسياسة، تحقيق: خليل المنصور، ج1، ص57، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1418هـ - 1997م.

المسعودي، ابوالحسن علي بن الحسين بن علي (متوفاى346هـ)، مروج الذهب، ج1، ص316، طبق برنامه الجامع الكبير.

الحميري، أبو عبد الله محمد بن عبد الله بن عبد المنعم (متوفاى بعد 866 هـ)، صفة جزيرة الأندلس منتخبة من كتاب الروض المعطار في خبر الأقطار، ج1، ص206، تحقيق: إ. لافي بروفنصال، ناشر: دار الجيل - بيروت / لبنان، الطبعة: الثانية، 1408 هـ ـ 1988 م.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم بهمن 1389ساعت 14:4  توسط حسن  | 

اربعین حسینی

اربعین شهادت امام حسین علیه السلام تسلیت باد.



السلام علیک یا اباعبد الله و علی الارواح التی حلت بفنائک







+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم بهمن 1389ساعت 0:39  توسط حسن  | 

شخصيت اول شيعيان مدينه درگذشت

علامه شیخ محمدعلی العمری به عنوان شخصیت اول شیعیان مدینه منوره و امام مسجد شیعیان این شهر محسوب می‌شود که در طول 60 سال گذشته برای بسط مکتب اهل‌بیت (ع) تلاش فراوانی کرده است.

به گزارش شیعه آنلاین، آیت الله شیخ محمدعلی العمری، از علمای سرشناس شیعیان عربستان سعودی نیمه شب گذشته در یکی از بیمارستان‌های ریاض پایتخت عربستان سعودی درگذشت.

علامه شیخ محمدعلی العمری به عنوان شخصیت اول شیعیان مدینه منوره و امام مسجد شیعیان این شهر محسوب می‌شود که در طول 60 سال گذشته برای بسط مکتب اهل‌بیت (ع) تلاش فراوانی کرده است.


+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم بهمن 1389ساعت 14:8  توسط حسن  | 

عبد الله بن زبير از معاويه حق السكوت مي‌گيرد:

عبد الله بن زبير چيزى از معاويه خواست، اما به او نداد؛ عبد الله بن زبير گفت: اى معاويه! (گمان نكن) كه من بلد نيستم در اين ساختمان‌ها ساكن شوم ْ، و به تو دشنام ندهم و آبروى تو را نبرم، ولى من عمامه خود را از جلو و از پشت سر خويش رها كرده و در راه اهل شام مى‌نشينم، و سيره ابوبكر و عمر را خواهم گفت!(تا مردم بدانند سيره تو با سيره ابوبكر و عمر فرق مى‌كند)

مردم نيز مى‌گويند: اين چه كسى است ؟ مى‌گويند پسر حوارى رسول خدا (ص) و پسر دختر ابوبكر! معاويه گفت: همين مقدار شرف براى تو كافى است! هر حاجتى دارى بياور!

اصل مطلب در ادامه 
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم دی 1389ساعت 9:54  توسط حسن  | 

تمسخر قرآن توسط یک چهره وهابی

به گزارش شیعه آنلاین، شیخ "محمد العریفی" چهره سرشناس وهابیت چند روز پیش در یک برنامه تلوزیونی قرآن کریم که بالاترین، مقدس ترین و عظیم ترین کتاب همه مسلمانان جهان به شمار می رود را مورد تمسخر قرار داد.

کته قابل توجه این است که طی کمتر از یک ساعت از مورد تمسخر قرار گرفتن قرآن کریم توسط این عالم نمای وهابی، کیلیپی از سخنان تمسخر آمیز وی بر روی سایت های اینترنتی مختلف از جمله یوتیوب قرار گرفت و به سرعت در جهان منتشر شد. سایت های مختلف اینترنتی به ویژه سایت های ضد اسلامی هم این کیلیپ را بر روی صفحه اصلی خود قرار داده و آن را بهانه ای برای تمسخر مسلمانان و دین مبین اسلام قرار دادند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم دی 1389ساعت 2:12  توسط حسن  | 

تولد عبد الله بن زبير از متعه (با سند معتبر):

تولد عبد الله بن زبير از متعه (با سند معتبر)از کتب اهل سنت:

نخستين نكته‌اى كه در كتب اهل سنت، راجع به عبد الله بن زبير، جلب توجه مى‌كند، تولد او از متعه است!

اين نكته، در مقابل وهابيون كه متعه را دقيقا زنا و ناشى از بى‌غيرتى مى‌دانند، نكته جالب توجهى است كه ازدواج زبير، با اسماء دختر خليفه اول، از متعه بوده و عبد الله بن زبير نيز ثمره همين ازدواج بوده است! و حتي طبق اين مدارك او نخستين فرزندى است كه بعد از اسلام از ازدواج موقت به دنيا آمد!

روايت اول:

ابو جعفر طحاوى، دانشمند شهير و نامدار اهل سنت در كتاب شرح معانى الآثار مى‌نويسد:

حدثنا صَالِحُ بن عبد الرحمن قال ثنا سَعِيدُ بن مَنْصُورٍ قال ثنا هِشَامٌ قال أخبرنا أبو بِشْرٍ عن سَعِيدِ بن جُبَيْرٍ قال سَمِعْت عَبْدَ اللَّهِ بن الزُّبَيْرِ يَخْطُبُ وهو يُعَرِّضُ بِابْنِ عَبَّاسٍ يَعِيبُ عليه قَوْلَهُ في الْمُتْعَةِ فقال بن عَبَّاسٍ يَسْأَلُ أُمَّهُ إنْ كان صَادِقًا فَسَأَلَهَا فقالت صَدَقَ بن عَبَّاسٍ قد كان ذلك فقال بن عَبَّاسٍ رضي الله عنهما لو شِئْت لَسَمَّيْت رِجَالًا من قُرَيْشٍ وُلِدُوا فيها

از عبد الله بن زبير شنيدم كه سخنرانى مى‌كرد و به ابن عباس كنايه مى‌زد، و نظر او را در مورد متعه، بر او عيب مى‌گرفت .

ابن عباس گفت: اگر راست مى‌گويد از مادرش بپرسد!!! او نيز از مادرش پرسيد؛ مادرش (اسماء دختر ابوبكر) گفت: ابن عباس راست مى‌گويد، چنين است!

ابن عباس نيز گفت: اگر بخواهم، نام مردانى از قريش را مى‌برم كه همگى از متعه به دنيا آمده‌اند

الطحاوي الحنفي، ابوجعفر أحمد بن محمد بن سلامة (متوفاى321هـ)، شرح معاني الآثار، ج3، ص24، تحقيق: محمد زهري النجار، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1399م

اين روايت از نظر سندى اشكالى ندارد و طبق مبناى بزرگان علم رجال اهل سنت، معتبر است.

1. سعيد بن جبير:

او از روات صحاح سته و از ديدگاه اهل سنت روايات او حجت است، ابن حجر عسقلانى، حافظ على الإطلاق اهل سنت، در تعريف و تمجيد از او مى‌گويد:

وقال أبو قاسم الطبري: هو ثقة، إمام، حجة على المسلمين.

ابوالقاسم طبرى در مورد او گفته است: ثقه، پيشوا و حجت بر تمام مسلمانان است!

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر ابوالفضل (متوفاى852هـ)، تهذيب التهذيب، ج4، ص11، ناشر: دار الفكر - بيروت، الطبعة: الأولى، 1404 - 1984 م.

2. ابو بشر جعفر بن ابي وحشية اياس اليشكري:

او نيز از روات صحاح سته است! ابن حجر در مورد او مى‌گويد:

930 جعفر بن إياس أبو بشر بن أبي وحشية ... ثقة من أثبت الناس في سعيد بن جبير

مورد اطمينان است، از ثابت‌ترين مردم در نقل از سعيد بن جبير است!

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر ابوالفضل (متوفاى852هـ)، تقريب التهذيب، ج1 ص139، تحقيق: محمد عوامة، ناشر: دار الرشيد - سوريا، الطبعة: الأولى، 1406 - 1986.

3. هشام بن سنبر ابي عبد الله الدستوائي (يا هشيم بن بشير)

او نيز از روات صحاح سته است، شمس الدين ذهبى كه از با عنوان «إمام الجرح والتعديل» ياد مى‌كنند، در باره او مى‌گويد:

هشام الدستوائي ع (مجمع عليه) هو الحافظ الحجة الإمام الصادق أبو بكر هشام بن أبي عبد الله سنبر

هشام دستوائى، حافظ، حجت، امام، راستگو ...است .

الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى 748 هـ)، سير أعلام النبلاء ج7، ص149، تحقيق: شعيب الأرناؤوط , محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ .

4. سعيد بن منصور بن شعبة:

او نيز از روات صحاح سته است، ذهبى در مورد او مى‌گويد:

سعيد بن منصور بن شعبة ع .الحافظ الحجّة،

الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى 748 هـ)، تاريخ الإسلام ووفيات المشاهير والأعلام، ج16، ص184، تحقيق د. عمر عبد السلام تدمرى، ناشر: دار الكتاب العربي - لبنان/ بيروت، الطبعة: الأولى، 1407هـ - 1987م.

5. صَالِحُ بن عبد الرحمن بن عمرو الانصاري

ابن ابى حاتم در مورد او مى‌گويد:

صالح بن عبد الرحمن بن عمرو بن الحارث مصرى روى عن العلاء بن عبد الجبار وأبى عبد الرحمن المقرىء وابن أبى حريم سمعت منه بمصر ومحله الصدق

ابن أبي حاتم الرازي التميمي، ابومحمد عبد الرحمن بن أبي حاتم محمد بن إدريس (متوفاى 327هـ)، الجرح والتعديل، ج4، ص408، ش1790، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، الطبعة: الأولى، 1271هـ ـ 1952م.

6. أحمد بن محمد بن سلامة الطحاوي، صاحب كتاب:

ذهبى در مورد او مى‌گويد:

الطحاوي الإمام العلامة الحافظ الكبير محدث الديار المصرية وفقيهها أبو جعفر أحمد بن محمد بن سلامة بن سلمة بن عبد الملك الأزدي الحجري المصري الطحاوي الحنفي صاحب التصانيف من أهل قرية

الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى 748 هـ)، سير أعلام النبلاء، ج15، ص27، تحقيق: شعيب الأرناؤوط , محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ .

بنابراين سند روايت به نظر اهل سنت معتبر است .

ادامه مطلب را حتما بخوانید

الته این مطلب ادامه دارد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم دی 1389ساعت 13:8  توسط حسن  | 

شباهت فتوای خاخام صهیونیست با مفتی وهابی

ه گزارش شیعه آنلاین، روزنامه الشرق الأوسط چاپ لندن که از سوی دولت وهابی عربستان سعودی حمایت و پشتیبانی می شود، امروز در خبری نوشتند: تعدادی از خاخام های رژیم صهیونیستی طی فتوایی رانندگی زنان را ممنوع و حرام اعلام کرده و آن را زنان عاملان اصلی حوادث رانندگی دانسته اند.

 
بر اساس فتوای این خاخام صهیونیست رانندگی زنان دلیلی برعفت و نجابت نیست و نباید به آنان اجازه داد که رانندگی را آموزش ببینند.
 
این فتوا را خاخام سرشناس رژیم صهیونیستی به نام "آبراهام یوسیف" که فرزند خاخام "عوفادیا یوسیف" است، صادر کرد. لازم به ذکر است "عوفادیا یوسیف" رهبر معنوی حزب افراط گرای "شاس" به شمار می رود.
 
"شموئیل هلیفی" دیگر خاخام نسبتا سرشناس رژیم صهیونیستی نیز در فتوایی مشابه علیه رانندگی زنان فتوا داده و گفته: زنان عامل و علت اصلی بیشتر حوادث رانندگی هستند.
 
گفتنی است این فتوای خاخام های صهیونیست شباهت بسیار زیادی به فتوای شیوخ و چهره های سرشناس وهابی در سراسر جهان به ویژه عربستان سعودی دارد. مفتی های وهابی نیز رانندگی زنان را حرام اعلام کرده و بر همین اساس زنان سعودی نمی توانند رانندگی کنند و در غیر این صورت جریمه و بازداشت می شوند.
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم دی 1389ساعت 15:14  توسط حسن  | 

تلاوت قرآن به شیوه وهابیّون آمریکایی


ادامه مطلب را حتما بخوانید.....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم دی 1389ساعت 23:18  توسط حسن  | 

نماز آیات

س 711: نماز آيات چيست و علت شرعى وجوب آن كدام است؟

نماز آيات دو ركعت است كه هر ركعت آن پنج ركوع و دو سجده دارد و اسباب شرعى وجوب آن عبارت است از: كسوف خورشيد و خسوف ماه، اگر چه مقدار كمى از آنها گرفته شود؛ زلزله و هر حادثه غيرعادى كه باعث ترس بيشتر مردم شود مانند بادهاى سياه يا سرخ و يا زرد كه غيرعادى باشند؛ تاريكى شديد، فرو رفتن زمين و ريختن كوه، صيحه آسمانى و آتشى كه گاهى در آسمان ظاهر مى‏شود. در غير از كسوف و خسوف و زلزله، بايد آن حادثه موجب ترس و وحشت بيشتر مردم شود، و حادثه‏اى كه ترس آور نباشد و يا موجب ترس و وحشت افراد نادرى گردد، اعتبار ندارد.

س 712: نماز آيات چگونه بايد خوانده شود؟

به چند صورت مى‏توان آن را بجا آورد:
صورت اول: بعد از نيت و تكبيرة الاحرام، حمد و سوره خوانده شود و به ركوع برود، سپس سر از ركوع برداشته و دوباره حمد و سوره را بخواند و به ركوع رود و باز سر از ركوع بردارد و حمد و سوره بخواند و به ركوع رود و سپس سر از ركوع بردارد و همين طور ادامه دهد تا يك ركعت پنج ركوعى كه قبل از هر ركوعى حمد و سوره خوانده است انجام دهد، سپس به سجده رفته و دو سجده نمايد و بعد براى ركعت دوم قيام كند و مانند ركعت اول انجام دهد و دو سجده را بجا آورد و بعد از آن تشهد بخواند و سلام دهد.
صورت دوم: بعد از نيت و تكبيرةالاحرام، حمد و يك آيه از سوره‏اى را قرائت كرده و ركوع كند، سپس سر از ركوع بردارد و آيه ديگرى از آن سوره را بخواند و به ركوع رود، و بعد سر از ركوع برداشته و آيه ديگرى از همان سوره را قرائت نمايد و همين طور تا ركوع پنجم ادامه دهد تا سوره‏اى كه پيش از هر ركوع، يك آيه از آن را قرائت كرده، قبل از ركوع آخر تمام شود. سپس ركوع پنجم را بجا آورد و به سجده رود، و پس از اتمام دو سجده، براى ركعت دوم قيام نمايد و حمد و آيه‏اى از يك سوره را بخواند و به ركوع برود و همين طور مانند ركعت اول ادامه دهد تا تشهد بخواند و سلام دهد و چنانچه بخواهد براى هر ركوعى به يك آيه از سوره‏اى اكتفا كند، نبايد سوره حمد را بيش از يك مرتبه در اول آن ركعت بخواند.
صورت سوم: يكى از ركعتها را به يكى از دو صورت و ركعت ديگر را به نحو ديگر بجا آورد.
صورت چهارم: سوره‏اى را كه آيه‏اى از آن را در قيام پيش از ركوع اول خوانده، در قيام پيش از ركوع دوم يا سوم يا چهارم تكميل نمايد، كه در اين صورت واجب است بعد از سربرداشتن از ركوع، سوره حمد را در قيام بعدى اعاده نموده و يك سوره يا آيه‏اى از آن را اگر پيش از ركوع سوم يا چهارم است، قرائت كند، و در اين صورت واجب است كه آن سوره را تا قبل از ركوع پنجم به آخر برساند.

س 713: آيا وجوب نماز آيات اختصاص به كسانى دارد كه در شهر وقوع حادثه هستند و يا شامل همه مكلفينى كه از آن مطلع شده‏اند هر چند در آن شهر نباشندنيز مى‏شود؟

وجوب آن مختص كسانى است كه در شهر وقوع حادثه هستند و كسى هم كه در شهر متصل به شهرى كه حادثه در آن رخ داده، به طورى كه مانند يك شهر محسوب شوند، زندگى مى‏كند، حكم آنها را دارد.

س 714: اگر شخصى هنگام وقوع زلزله بيهوش باشد و بعد از وقوع آن به هوش آيد، آيا نماز آيات بر او واجب است؟

اگر علم به وقوع زلزله پيدا نكند تا اينكه زمان متصل به وقت وقوع آن بگذرد، خواندن نماز آيات واجب نيست، اگرچه احتياط آن است كه بجا آورد.

س 715: بعد از وقوع زلزله در منطقه‏اى، غالبا در مدت كمى دهها پس لرزه رخ مى‏دهد، حكم نماز آيات در اين موارد چيست؟

هر زلزله‏اى، چه شديد و چه خفيف، اگر زلزله مستقلى محسوب شود، نماز آيات جداگانه‏اى دارد.

س 716: اگر مركز زلزله نگارى، وقوع لرزشهاى خفيف زمين را با ذكر تعداد آن در منطقه‏اى كه ما زندگى مى‏كنيم، اعلام نمايد، ولى ما اصلا آنها را احساس نكنيم، آيا در اين حالت نماز آيات بر ما واجب مى‏شود يا خير؟

اگر هنگام وقوع زلزله و يا در زمان متصل به آن، خودتان آن را احساس نكنيد، نماز آيات بر شما واجب نيست.
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم دی 1389ساعت 23:11  توسط حسن  | 

9 دی ماه

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم دی 1389ساعت 10:52  توسط حسن  | 

يك فتواي عجيب از ((بن باز))

از ميان فتاوي اين کميته براي نمونه، فتواي ميخکوب بودن زمين از سوي کسي که به کفر شيعه فتوا داده، چنين است:
مفتي اعظم (سابق) عربستان «عبدالعزيز بن عبدالله بن‌باز»:
«اعتقاد به دوران يا چرخش زمين باطل است و کسي که به اين فرضيه باور داشته باشد، کافر

است، براي اين‌که اين فرضيه با قرآن کريم «والجبال أوتادا» و قوله جل و علا «والى الأرض كيف

سطحت» منافات دارد.

تفسير روشن آيه اين است که زمين کروي نيست و نمي‌چرخد و اين روشن است، اما البته تنها در صورت غضب خداوند، مي‌تواند چرخش يا حرکت داشته باشد، كما في قوله سبحانه: «أَأَمِنْتُمْ مَنْ فِي السَّمَاءِ أَنْ يَخْسِفَ بِكُمُ الْأَرْضَ فَإِذَا هِيَ تَمُورُ أَمْ أَمِنْتُمْ مَنْ فِي السَّمَاءِ أَنْ يُرْسِلَ عَلَيْكُمْ حَاصِبًا فَسَتَعْلَمُونَ كَيْفَ نَذِيرِ ». و وَقَوْله «وَجَعَلْنَا فِي الْأَرْض رَوَاسِي »؛ يعني زمين را با کوه‌ها، ميخکوب كرده‌ايم تا به حرکت درنيايد و آرامش مردم برهم نخورد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم آذر 1389ساعت 12:38  توسط حسن  | 

آيا ازدواج دو دختر پيامبر (ص) با عثمان صحت دارد ؟

آيا ازدواج دو دختر پيامبر (ص) با عثمان صحت دارد ؟

يكي از فضيلت‌هايي كه براي عثمان بن عفان نقل كرده‌اند ، ازدواج با دو دختر نبي مكرم اسلام صلي الله عليه وآله وسلم به نام‌هاي رقيه و ام كلثوم است . در اين باره نظريات مختلفي وجود دارد ، اهل سنت با قاطعيت تمام بر آن پافشاري مي‌كنند ؛ اما از طرف ديگر برخي از محققين شيعه بر اين اعتقاد هستند كه همسران عثمان هيچ كدامشان دختر پيامبر نبودند ؛ بلكه ربيبه آن حضرت و دختران خواهر حضرت خديجه بوده‌اند و براي اين احتمال دلايلي نيز ذكر كرده اند كه ما بدون هيچگونه اظهار نظر اين دلايل را به صورت مختصر نقل و قضاوت به عهده خوانندگان گرامي وا مي گذاريم .

دوستان عزيزي كه مايل به تحقيق بيشتر در اين باره هستند مي‌توانند به اين كتاب‌ها مراجعه بفرمايند : ازواج النبي و بناته ، تأليف الشيخ نجاح الطائي و الصحيح من سيرة النبي الأعظم نوشته سيد جعفر مرتضي و... .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم آذر 1389ساعت 12:30  توسط حسن  | 

نصوص امامت در كتاب هاي روايي اهل سنّت


اين روايات در كتاب هاي اهل سنّت به سه صورت بيان شده است:

1. رواياتي كه حضرت علي را پس از رسول خدا ( صلي الله عليه وآله ) مولاي تمام مؤمنان معرفي فرموده است؛

2. رواياتي كه امامان پس از پيامبر ( صلي الله عليه وآله ) را دوازده تن كه تمامي آنان از قريشند بيان كرده است؛

3. رواياتي كه اسامي آن دوازده تن را معرفي كرده اند.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم آذر 1389ساعت 11:37  توسط حسن  |